تبليغاتX
عشق هرگز نميميرد
درباره عشق من ......

يكسال گذشت، اين وبلاگ هم يكساله شد.

مي خواستم اين قسمت رو هم كامل كنم،اره همه چيزتغيير كرده ،حتي خيابونا، اون خيابوناي كه ياد آور خاطراته عوض شده يه جا دارن پل ميزنن يه جا خيابون تعريض مي شه ولي من همونيم كه هستم مي خواستم وبلاگرو ببندم، ولي حيفم مياد اثراتي كه دوستام توي اين وبلاگ گذاشتن پاك كنم ، حالا اين اثر ها از تو وخاطرات تو عزيزتره ، (اون كه نمي خونه پس بهتر بگم نوشته هاي شما از اون و خاطراتش شيرين تره)      ۸۶

------------------------------------------------------------------------------------------------------

می دونی دل اسیر   اسیر تا بمیره

می دونی بدون تو  دلم آروم نگير.

                                                                         ۳۱/۲/۸۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 13:17  توسط م.م  | 

۳ بهمن:بهترين و عزيز ترين روز ،روز تولد تو

13 اسفند:اولين روزي كه ديدمت تو اتوبان پشت چراغ قرمز(بهترين چراغ قرمز روي زمين)كاش طولاني تر بود كي ميگه 13 نحصه! يه لحظه تو آينه ديدمت ،شيشه عقبه ماشينم كثيف بود که حتی زبون درازی تو رو نديدم، تايمر چراغ قرمز 48 بود ،فكري به سرم زد، حالا تايمر 45 بود دستمالو برداشتم و شيشه عقبو تميز كردم،فكر بعدي عملي نبود چون تمام شيشه تميز شده بود ونميشد عكس قلب كشيد، چراغ سبز شد گذاشتم سبقت بگيري ،به خودم گفتم بي خيال شو حالا همين مونده به جرم مزاحمت براي دختر بچه بري كلانتري؟!، بقيه كارا دست خودم نبود ، يادم باز ازت جلو زدم كنار وايسادم تا از كنارم رد شدي بي خيال،دنبالت اومدم هم ميسر بوديم ،سعي كردم بيام كنارت و با صداي بلند شمارمو كه رند هم هست گفتم ،سر تكون دادي ،حالا فلكه آشتياني و چايچي رو رد كرده بوديم، تو اتوبان ترافيك بود ،برام هيچي مهم نبود فقط ميخواستم به تو برسم،حقيقتش با اون شلوغي خيلي شانس آوردم رسيدم كنارت ،دوباره شماررو گفتم ،ديگه كناره پارك بسيج بوديم و تو دوتا دستتو به علامت اينكه نمي خوام بشنوم وبه من مربوط نيست ويا متاسفم بردي بالا و شونهاتو آوردي بالا ،اين كارت ديونم كرد،بهت گفتم مارو حلال كن،يك دفعه انگار معجزه شد و با او صداي قشنگت بلند گفتي مگه كاري كردي ،راستشو بگو چكار كردي،(يه لحظه ياد اون سريالي افتادم كه دختره ازيه ستاره اومده بود زمين وخيلي شيطون بود)،دوباره با اميدواري بيشتر شمارمو گفتم،توگفتي فكر كردي داري با خنگ حرف ميزني،با همون صدا گفتي زنگ نميزنم ،گفتم تو نازي تو سروري تو حتما زنگ ميزني ، اگه نمي خواي شمارت بيفته از باجه زنگ بزن،تو گفتي من كارت ندارم پولشو بده ،من هم يه كارت تلفن بهت دادم،بد خداحافظي كردم و سريع رفتم ،پشيمون شدم سرعتمو كم كردم يه ماشين كاميون جلوم وايساد و تو ازكنارم رد شدي ،با هر زحمتي خودمو به 100 متريت رسوندم ولي ميسر تو از زير پل بود و من بايد از بالاي پل ميرفتم ،پيش خودم گفتم اين آخرين لحظست……

15اسفند: روزي كه به من زنگ زدن وگفتن كارت تلفني كه به تو دادم تا به من زنگ بزني اونجا گذاشتي تا كه به من پس بدن . خودم ميدونستم اين تلفن مشكوكه ولي كجاش به فكرم نميرسيد. به خاطر اينكه يه ادم باهوش اونو طراحي كرده بود ولي مجرياي طرح باهوش نبودن ولي انقدر دقيق بود كه تا لحظه آخر فكرشم نميكردم ، البته بگم برام عجيب بود و روي اين اصل كه آدم هر فكري رو كه براي آينده پيش بيني ميكنه به نتيجه نميرسه انقدر سعي كردم و به خودم فشار اوردم كه فكر نكنم خودت اونجائي و اين دفعه از اين اصل به سود خودم استفاده كردم.اه چقدر احمقم چرا دوباره از اين اصل استفاده نكنم؟؟آخ جون تنهاراه……………….......!

17 اسفند:براي گرفتن كارت تلفن اومدم اونجا به خيال اينكه از كسي كه تو رو ميشناسه خواهش كنم تا تو رو راضي كنه كه ببينمت، ولي وقتي وارد اطاقت شدم كاملا غافلگير شدم خودت اونجا بودي! با اصرار من قرار شد برسونمت تو راه قرار شد پيتزا بخوريم ولي انقدر من منگ بودم رفتيم جاي كه اصلا پيتزا نداشت (رفته بوديم هايدا !!!!   )و ساندويج خورديم تو اونجا منو غافلگير كردي و بي مقدمه يه سوال كردي ومن به خاطر اينكه دروغ نگفته باشم حرف و عوض كردم تو متوجه شدي ولي عكس العملي نشون ندادي ، ممنون كه باعث نشدي بهت دروغ بگم…...

از معجزات اون رو باز بودن در صندوق عقب ماشين بود و هيچ دزدي متوجه اون نشده بود، شب به من زنگ زدي و صداتو عوض كردي ولي من با همه احمقي شناختمت ، حالا ديگه شماره مبايلتم داشتم

18 اسفند: گفته بودي ميرم تولد طاقت نيوردم رفتم موزه همون جاي كه روز اول رفته بوديم ، به تو sms زدم به تو گفتم ميتوني حدس بزني من كجام و تو سريع گفتي كه من كجا هستم انقدر تو خيابونا منتظر موندم تا از تولد برگردي آخر ساعت ۱ شب ديدمت........نگرانيم بيخود نبود ولي خواست خدا بخير گذشت . خدا متشكرم

بقيه تاريخ ها يادم نيست ولي از بهترين روزها روزي بود كه اومدم پيشت و ديگه سيگار نكشيدم 

يه روز از كنار مغازه لباس بچه رد شديم تو ذوق كردي من دلم گرفت رومو اونور كردم بعد از خدا خواستم تمام حرفهاي نگفتمو بهت بگم،فرداش همه رو گفتم  و چند روز بعد رفتيم خريد لباس .... و تو خيلي با صليقه لباس انتخاب كردي همش هم قشنگ بود مثل خودت.....مممنون دوستت دارم

يه شب هم برام گل آوردي با سمنو......

اين وسط يه تاريخ هست كه بايد خودت بگي من يادم رفته

از بهترين خاطرات شام خوردنامون بود ،كار هر شبمون شده بود ،يه شب بعد از اينكه شام خورديم قدم زديم هوا سرد بود،بي اختيار دستم اومد رو شونهات‌،انگار يكي به من گفت تا موقعي كه مطمئن نشدي ديونشي دستتو بنداز ومن هم سريع دستمو پايين اوردم،چند لحظه بعد احساس كردم دستت داره مياد زيره بغل من ،انگار همون جمله ها هم تو گوش توبود ،آره مطمئنم چون تو هم سريع دستتو پايين آوردي..

 

۲۶ اسفند كادوي من ناراحتت كرد ، رفتيم پاركه .... ،حق داري من لياقت و ارزششو ندارم

۲۹ اسفند رفتي مسافرت خيلي غمگين شدم

۸ فروردين :ساعت ۹:۲۱ دقيقه هواپيما نشست ۳ دقيقه زودتر خيلي خوشحال شدم چون بايد اين ۳ دقيقه رو به اندازه ۱ ما ه تحمل ميكردم ببالاخره اومدي ولي من حتي نميتونستم دقيق ببينمت وبا تو حرف بزنم جيگرم كباب شد.

۹ فروردين:....................................(سوغاتي)

۱۱ فروردين:....................................(...............)

۱۲ فروردين: گفتي كه مراسم خواستگاري يكي حتما برم صبح رفتي ارايشگاه شبهم نديدمت .دوستت دارم عزيزم

13 فروردين : گفتي حتما برم بيرون و خونه نمونم ،من هم رفتم جاده چالوس،ميدونستي يه روزي اون دشتي كه تو رفتي از اين رودخونه سيراب ميشده ،اما حالا بخاطره ملاحظات مردوم شهر اونجا بي آب شده ،و فقط از اون همه باغها و تاكستان ها ،چند تا باغ مونده با ديوارهاي بلند،كه عاشقا هم حق ورود به اونو ندارن ، شب تو اتوبان خوابم گرفت دقيقا بعضي جاها 200 متر رو تو خواب بودم ،كاش تو بودي و رانندگي ميكردي……..

14 فروردين:با اصرار تو رفتم دكتر براي گوش دردم،عزيزم خيلي نسبت به من لطف داري ،يه مهربوني كه حتي مادر به فرزند،......... و خواهر ودختر هم ندارن،وقتي توماشين نشستي ديدم چشات خيلي قشنگ تر شده‌‌ ، برق ميزد خوشحال شدم،پيش خودم گفتم يا من بيشتر دوستش دارم يا اينكه اون هم خيلي منو دوست داره ،خيلي نگذشت ،گفتي دوستم داري ،خيلي چسبيد،ممنون،…………….

رفتيم رستوراني كه يه بار هم قبلا رفته بوديم،ايندفعه فرق ميكرد ، صداي موزيك ملايم تكنوازي يك گيتار فضاي اونجا رو زيبا تر كرده بود ،انقدر ما عاشقانه همديگرو نگاه ميكرديم كه گارسون هم به خودش اجازه نداد مزاحم انتخاب ما بشه ،تو فكر آينده بودم تلفن زنگ زد ،عصابم به هم ريخت ؟چون يه فكري به سرم زد كه اجراش برام مثل خودكشي ميمونه،اون موقه بهت نگفتم چون جراتشو نداشتم .خودت شب گفتيش،جان هر كس كه دوستش داري حتي فكرشو يك لحظه به سرت خطور نده ،دوستت دارم ،عزيزم

۱۵ فروردين:من شب قبل تا صبح نخوابيدم ولي باز اومدم ببينمت پارك ... تورانندگي كردي وخيلي به من چسبيد  برا ي فردا صبح  قرار گذاشتيم

۱۶ فروردين:ساعت ۷:۰۵ اومدم دنبالت تو كنار خيابون بودي .از ساعت ۷ تا ۲ با هم بوديم.............    خيلي خوش گذشت وقتي تو رو رسوندم تا ساعت ۷ بعدازظهر منتظرت تو ماشين بودم ،تو هم سنگ تموم گذاشتي ،با اينكه شرايط مناسب نبود برام چاي چپس آوردي با آب ليمو ببخشيد آب البالو،بعد رفتيم جاده دماوند و جاده لشكرك،تو نگران بودي از جاده وزودبرگشتيم،برگشتني تعريف كردي كه تو جاده داشتي ميرفتي تو دره،بعد  رفتيم دارآباد و پارك ....  تو گريه كردي انقدر از ته دل بود كه تمام دستات خيس شد  شايد با آب بارو قاطي شده بود ،سبك شدم من آدم بي رحمي نيستم كه از گريه تو خوشحال بشم خيلي هم ناراحت شدم پيش خودم گفتم كاشكي اصلا من نبودم كه باعث ناراحتيت بشم ،ولي از اينكه تو هم به خاطر اينكه يه روز اينطور با هم نيستيسم ناراحتي احساس خوبي داشتم ، خدا كنه ناراحتي ها هميشه اينطوري باشه،تو گفتي امروز يكي از بهترين روزهاي زندگيم بوده اين ميدوني يعني چي يعني من الان اگه بميرم ارزو به دل نمردم،برگشتني اشتباهي اومديم ولي بالاخره راهو پيدا كرديم......فكر كنم هر دو شب و راحت خوابيديم

 ۱۷ فروردين: صبح از خواب بيدارشدم كه به من زنگ زدي از خونه مي خواستي بري كفش بخري به بانك هم سربزني،بعد من رفتم دنبال كارام كه يه لحظه دلم برات تنگ شد بهت زنگزدم كه بريم با هم ناهار بخوريم گفتي ديرم ميشه ،من از يوسف آباد اومدم سمت تجريش سر ميرداماد به من زنگ زدي كه داري مياي پايين من هم اومدم سمت تو بعد از پل مديريت به هم رسيديم من خوشحال تو توفكر حال گيري وقتي اومدم پيشت گفتي من ديرم شده قرار شد تو ماشين بشيني من غذا سفارش بدم كه ديدم مثل اينكه پشيمون شدي اومدي تو سرم غر زدي ولي وسط كار دلت سوخت وگفتي من كفش خريدم وكفشاتو نشونم دادي.......... سريع رفتيم بيرون تو از من فاصله ميگرفتي و اين منو از همه اون غر زدن ها بيشتر ناراحت كرد.تو حركت كردي و من تا ۱۰ دقيقه اونجا موندم،..........

 

1۹ فروردين : اومد دنبالت 23 دقيقه دير تر اومدي براي اولين بار گفتي گرسنته شب خوبي بود………………………………………………….*

۲۰ فروردين : صبح باهم پاركينگ مترو قرار داشتيم نشد،همراه داشتي ،بعد براي كار ماشين رفتيم و بعدش يك عروسك پت و مت خريديم.شب باتو حرف زدم تو ساعت ۱۱:۱۵ زنگ زده بودي من خواب بودم من ساعت ۱۲ بيدار شدم ۲۰ دقيقه صحبت كرديم راجب آينده تعجب كردم فردا فهميدم تو خواب بودي .؟!

۲۱فروردين :تو خواب و بيداري رفتم سر كار ساعت ۶:۴۵ رسيدم سر كار ساعت ۷ زنگ زدي با نگراني گفتي ديشب كجا بودي تعجب كردم بعد فهميديم تو تو خواب  با من حرف زدي،عصر اومدم پيشت تولد الف بود با پتو مت اومدم كادو رو كه ديد خوشحال شد ،تو هم خوشحال بودي با هم عكس انداختيم بعد با شيريني نسكافه خورديم با هم صحبت كرديم.........................*برگشتيم خونه وتو زود رفتي خونه حالت خوب نبود من نگرانتم.

۲۳ فروردين:روزه ******بود ،اومدم دنبالت گل برات خريده بودم  با شكولات باهم رفتيم كنتاكي بعد يه بستني خورديم  با هم قدم زديم و تو رو رسوندم خونه قرار بود جائي بري كه كنسل شد .

۲۵ فروردين: صبح اومدم نزديك خونتون ۱۰ بار دور زدم بعد تو زنگ زدي وسطاي پل بودي بعد كه منو ديدي رفتي بالا جلو ماشينت نگه داشتم با هم صحبت كرديم بعد كه سوار شدم ديدم كه از تو آينه داري منو نگاه مكني .... كسي اونجا مارو ديد بود ، تو اتوبان خيلي بد ميرفتي جون من مواظب باش اگه خداي نكرده اتفاقي ب............ يه بار هم بخاطر من قبول كن كه يواش بري. خواهش ميكنم موقعي كه با هم سوار ماشين هستيم  تند برو كه اگه اتفاقي افتاد با هم باشيم و من زودتر بتونم بميرم.

۲۶ فروردين:نگران بودي ،اومدم دنبالت بعد ..................* كباب خورديم ، يك كمي نگرانيت و اينكه من ترسوندمت باعث شد ساكت  باشي

۲۸ فروردين:براي گوشم ودندونم رفتم دكتر ،دندونو كه هيچ نفهميدم ، برام كلا و گل خريده بودي ،بعد رفتيم پيتزا پپروني و مكزيكي خورديم بعد رفتيم پارك بهارك ،پارك خاطراتم ،توي جوني بهترين خاطرات و حالا با تو هم بهترين اما يه زنگ تلفن به تو عصابمو به هم ريخت ، چي بگم ، برگشتني تو رانندگي كردي  البته از وسط راه ، دوستت دارم عزيزم بابت  همه چيز.به غير از ...

۲۹ فروردين: واقعا عجيبه دندونم درد نمي كنه . صبح رفتي براي تعويض پلاك،ساعت ۱۲:۳۰ قرار گزاشتيم همديگرو ببينيم ،من رفتم تو پاركينگ .... تو با يك دسته گل بزرگ اومدي  من رو دست خوردم ، چون عجله داشتم بيام گل نگرفتم ،لباس آبي پوشيده بودم سرو وضع خوبي نداشتم ،سربه سرم گذاشتي بعد رفتيم جيگر خورديم اومديم پياده شيم تگرگ شديد اومد بعد برگشتيم پاركينگ ......

۳۰ فروردين: ساعت ۶:۳۰ اومدم دنبالت ساعت ۷ :۱۵ اومدي بعد رفتيم غذا گرفتيم .........................................* شب ديرتر رفتيم خونه خيلي خوش گذشت مخصوصا اون داستانت خيلي به من چسبيد(تناب؟)

۳۱ فروردين:صبح به من زنگ زدي من خواب بودم ساعت ۱۰ ساعت ۱۷:۱۲ اومدم دنبالت بعد رفتيم پاركينگ مترو ديرت شده بود تو هم يه ساندويج خوشمزه به من دادي، بعد شب هم قرار گذاشتيم روبروي تاكسي تلفني  خسته بودي حرف گوش نميدي

 

2 ارديبهشت : من تو اداره احساس درد تو كليه هام كردم حدس زدم سنگ كليه باشه با دوستم رفتيم درمانگاه نزديك اداره 2 ساعت درد ميكشيدم به تو زنگ زدم ، تو نگران شدي ،زنگ زدي من گوشي رو بر نداشتم دوستم برداشت تو انقدر ناراحت و نگرانم بودي كه بقول همكارات گريه ميكردي الاهي كه من فدات بشم يعني انقدر زياد منو دوست داري، با آژانس اومدي درمانگاه ،دوستامو دك كردم با هم رفتيم دفترچه بيمه رو برداشتيم رفتيم بيمارستان هاشمي نژاد اونجا آزمايش كردن گفتن سنگه ،روزخوبي بود با همه دردي كه ميكشيدم ولي تو كنارم بودي برگشتيم خونه وتو گرسنه بودي …………………………..*ساعت 11 رسيديم خونتون.

4 ارديبهشت :بتو زنگ زدم كه صبح برسونمت قبول كردي رفتيم كله پاچه خورديم ،كله پاچه خور تيري هستي بعد تو پشت ماشين نشستي از اون چراغ قرمزه روز اول گذشتيم من دردم شروع شد پياده شدم يكم دويدم ، برام آمپول خريدي زدم دردش خوب شد، برگشتم خونه،شب قرار شد بريم يه جا من بدوم تا سنگ بيفته ،اومد م دنبالت رفتيم پارك جنگلي با هم يه كم دويدم ،بعد من شروع كردم نرمش كردن تو هم ميرقصيدي هم نرمش ميكردي بعد نور انداختن ،..،رفتيم پيتزا خورديم وتو رو رسوندم خونه،برگشتم نامه دادگاه بود ، به تو زنگ زدم واقعا اگه تو نبودي من چكار ميكردم صحبت با تو فقط روحيه ميده ،فدات بشم

5 ارديبهشت :  صبح حالت خوب نبود .شب قرار شد بريم دار آباد ، ولي بارون اومد رفتيم تو اتوبان كنار خيابون ،با هم صحبت كرديم ،حالت خوب نبود بارون ميومد ماشين سرد بود ،براي اينكه بري رفتم ماشينتو روشن كردم تا گرم بشه ،شب خوبي بود حالا از طرف تو نگراني ندارم ،نگرانيم از خودمه.

6 ارديبهشت: صبح به من زنگ زدي با هم صحبت كرديم ، x اومد تو اطاقت به تو گفت يه نفر با گوني اومده دم در كارت داره ميخواد دن…… ، گفتي يه چيز دوست دارم بهم بگي گفتم دوست دارم ؟ گفتي نه، گفتم عاشقتم گفتي نه ، گفتم فدات بشم گفتي نه…….تا اينكه فهميدم دوست داري برسونمت فدات بشم ،اومدم دنبالت ،تا وسط اتوبان بعد من پياده شدم و رفتم دنبال كارم و تو با ماشين رفتي سر كار بعد از ظهر اومدم دنبالت ،وسط راه قرار گذاشتيم ،وقتي رسيدي گفتي اي واي اسنك ها رو جا گذاشتم دوباره برگشتيم برق اونجا هم از ساعت 4 به خاطر بارندگي رفته بود بعد رفتيم پارك جنگلي رعد وبرق بود و بارون بعضي جاها ترسناك بود هوا سرد بود يه جا نگه داشتم پياده شديم گفتي واي صداي دريا مياد بعد من بالا رو نگاه كردم فكر كردم صداي برق فشار قويه بعد صدا برام اشنا تر شد چون تخصص منه ،يه كم دقت كردم ديدم يه جو به آبه ،هوا خيلي خوب بود ولي سرد بود نمي شد قدم زد،رفتيم پايين تر اسنك خورديم بعد يه دور زديم و رفتيم نزديك در خروجي ونيم ساعت اونجا بوديم ،چاقاله و گوجه سبز خورديم چون شما برنامه رژيم لاغري رو رسما اعلام كردي ،راجب خاطرات آخراي زمان جنگ گفتي .. من ياد م… بودم فداي جفتتون بشم ،جفتتونم باهوشين ،شب با هم صحبت كرديم گفتم تو چه فكري بودم ،خدايا شكر كه به هر ترتيب حرف دلمو راحت تا آخر بهت ميزنم ،دوستت دارم  عزيزم.

7 ارديبهشت: به من زنگ زدي گفتي بيام دنبالت بريم نهار من رفتم دوربين بگيرم با تاخير رسيدم رفتيم سر مطهري و غذا خورديم و سالاد قارچ بعد رفتيم پاركينگ ماشينو برداشتي من دنبالت اومدم يادم به دختر گداه پول دادي بعد كه اومد پيش من گفتم برو از ماشين جلوئي 100 تومن ديگه بگير بگو من گفتم.

8 ارديبهشت: بابا بهت زنگ زده بود براي تشكر بابت بيمارستان، به من زنگ زدي گفتي منو ميكشي ، شب رفته بودي خونه و منو لو داده بودي هرچي بود و نبود گفتي.

9 ارديبهشت :بعداز ظهر داشتم ميومدم پيشت تصادف كردم،رفتيم پارك .. قدم زديم زياد ، زنگ تلفن ،ولش كن … بعد رفتيم كباب خورديم و بعد رفتي خونه.

10 ارديبهشت: تا ساعت 10:30 سر كار بودي خسته نباشيد

11ارديبهشت : داشتم ميومدم دنبالت زنگ زدي گفتي ميري بازار اومدم داخل بازار و با هم قدم زديم ،كيوي خريديم بعد رفتيم پارك جنگلي قدم زديم ،كيوي هم خورديم ،بعد اومديم با خواهش من پيتزا خورديم من هم سير بودم ولي بخاطر اينكه بيشتر با هم باشيم گفتم چيزي بخوريم آخرش تو به زور به من پيتزا ميدادي.شب زنگ زدم ،خواب بودي.

۱۳ ارديبهشت: اومدم دنبالت يه كادوي كوچيك كه قول داده بودم بهت دادم خوشحال بودي حالت خوب نبود سرما خورده بودي براي همين هم من گفتم چون حالت خوب نيست اونجا نريم فردا بريم. من براي اينكه برات سوپ بخرم يا آش يه مسيري رفتم كه تو ترافيك مونديم آخرسر رفتيم يه رستوران نه سوپ خورديم نه آش ،جوجه كباب وشنيسل مرغ خورديم ،قبلش از من ناراحت بودي ،بعد كه به موقع رسيدي حالت بهتر شد .

۱۴ارديبهشت: يادت باشه اومدم انتهاي اتوبان دنبالت ،سوپ خوردي() ...................... *حالت بهتر شد  بعد رفتيم كه بري سر كار مسير ترافيك بود ، دير رسيدي ،ايندفعه ناراحت نشدي چرا؟

15 ارديبهشت :امروز جمعه است،تو رفتي سر كار ،من تا ظهر خوابيدم،بعد بلند شدم عصري رفتم دنبال خونه ،ساعت 7:50 زنگ زدم،قرار شد ببينمت ،رفتي يكي از همكاراتو ببيني بعد همديگرو كنار اتوبان ديدم 1 ساعت صحبت كرديم ،به قول خودت جدي ،ولي من فكر كنم ف.. كه دوستش دارم نبود و ف بده بود،تازه جو خواستگاري هم  گرفته بودش.

 

16 ارديبهشت :مرحله دوم درست كردن دندونم بود ،عجيبه چرا دندونم درد نگرفت ،انگار نه انگار كه رو دندونم كار شده و دردش به اندازه نخ دندون كشيدنه ،تو يك ، آن ،ياد روزي افتادم كه تو رو ندارم ،دنيا دور سرم چرخيد، برگشتني از جاده دماوند رفتيم يك چيزاي در مورد خودم پرسيدي همون چيزاي كه قبلا بابا پرسيده بود بپرسم؟ ماشين هنوز درست نشده.

 

۱۸ ارديبهشت : ساعت ۶ رسيدم برای دندونم .کانالاش خيلی کجه .يه دندونمو بدون اينکه امپول بزنم پرکردم.(زبون)(خوردن سر به چراغ). رفتيم رستوران فلکه اول ۲تا دوغ تو خوردی ۳تا نوشابه با دوغ من.

تو ماشين نشستيم و.. حرکت کردیم به سمت خونه. کاش می شد تمام لحظه هارو دقيق نوشت شاید بد بودن انشاءمن باعث بشه خاطرات خوب نوشته نشه ولی من از قصد خيلی خلاصه مینویسم که بقيه خاطرات از خوندن این نوشته ها يادمون بيا دوستت دارم عزيزم.تازه روزی يک ساعت با هم تلفنی حرف ميزنيم رو هم ننوشتم. رفتی خونه دانشگاه ديوری شيکاگو رو سرچ کردی با زحمت زياد چون تو کامپيوتر نداری و بايد با هزارتا منت اين کارو کنی ايميل يک صفحه ای نوشتی ارسال نشد .اين روزها همه نامه مينويسن حتی احمدی برای بوش؟البته ربطی به موضوع نداره.فقط ربطش اينه که اگه اين نامه ميگرفت ما هم راحتر ميتونستيم بريم بمونيم يا  حداقل ماه عسل  بريم اونجا.خلاصه خوشحالی تو با جمله چه فايده داره به ناراحتی تبديل شد.تازه سيبيله عکسه خيلی ناجور شد.

 

۲۰ اردیبهشت:ساعت ۶ اومدم دنبالت بریم لباس بخریم برای روز پنجشنبه مراسم عقد .... کاش میشود تو هم میومدی مستقيم رفتيم فلکه اول  تو پاساژ ديدم داری مثل دختر کوچولوها يه دختررو نگاه ميکنی و گفتی عجب دختر بدی داره با باباش بد حرف ميزنه من گوشامو بگيرم ياد نگيرم خيلی ناز شده بودی دلم آب شدو بعد از چند بار دور زدن يه کفش انتخاب کرديم بعد من گفتم به فروشنده که خانم بود گفتم يه کفش مثل من برات بياره وگرنه من کتک دارم يه کفش اورد گفت اين کفش به درد زدن هم ميخوره . کفش نخريديم رفتيم غذا بخوريم بعد که اومديم بيرون گفتی بريم کفش بخريم توی مغازه با تو شوخی ميکردم فروشنده گفت عجب زوج خوشبختی هستيد . ميدونم نبايد جدی گرفت ولی ميخواستم تمام مغازرو بخرم. بعد شانسی کروات هم خريديم با خريدن اين کراوات ديگه لازم نبود لباس هم بخريم.

۲۱ ارديبهشت : صبح رفتم ماشينو گذاشتم تعمير گاه بعد از ساعت ۹ تا ۱ با هم بوديم .................* ناهار خورديم و تو رو تا مسيری با موت... رسوندم . فدات بشم اماده شدم و طبق دستورات قشنگت رفتم عقد کنون.تا از نظر گرفتن کادو و گل خيالت راحت نشد ول نکردی . فدات بشم

۲۲ ارديبهشت: صبح زنگ زدی گفتی بريم کله پاچه بخوريم آخه ميخوايم لاغر بشيم . از اونجائی که تو کله پاچه خور تيری هستی تصميم گرفتم از حق خودم دفاع کنم و حداقل ايندفعه حداقل چشم بخورم چون تو امان نميدی! بعد عکسا رو ديديم و رفتی سر کار. بعد از ظهر مراسمی بود هر چی من و ما... اثرار کرديم نيومدی حال ديگه مامان و دراز هم خبر دارن. ساعت ۸:۳۰ سر الاهيه قرار داشتيم . اخمات تو هم بود . مطمئن بودم ۱۰ ساعت ديگه اونجا بودی کسی جرات مزاحمت رو نداشت! با سلام و صلوات پياده شدم چون کروات وکت سفيد زده بودم تا بيام پيش تو چهار پنج تا متلک بارم شد تازه فهميدم خانوما چی ميکشن ولی چرا باز تيپ ميزنن.نشستم تو ماشين قاشق هارو از تو جيب کتم دراوردم صحنه جالبی بود با هم شام خورديم . بعد منو تا مهمونی رسوندی . اگه نبودی گم ميشدم . من فدات بشم خيلی ناراحت بودم چی ميشد با تو ميرفتم .

۲۳ ارديبهشت: اومدم دنبالت رفتيم پارک جنگلی قدم زديم کمی تاريک بود عجله داشتی برگرديم بريم خونه ببينيم رفتيم .ديديم هم پسنديدی هم نپسنديدی. گفتی بايد از جنوب نورگير باشه بعد گفتی متراژش از اونی که نشون ميده کمتره .درست بود. طرف به پته پته افتاده بود.رفتی خونه مثل هر شب بايد بدون تو بودن رو تحمل کنم يعنی ميتونم خوشبختت کنم. يا همش حرف. من که ميخوام با تو خوشبخت بشم..شب دعوا ...نه... نصیحت...نه ...تذکر دادی همش درست بود.

۲۵ ارديبهشت: رفتم دندونمو درست کنم .يکی از کانالا کمی درد داشت دو بار عکس انداختم .حالم خوب نبود مثل اينکه ميدونستم ميخواد اتفاقی بيفته.فدات بشم عزيزم .فدای صورت سادت بشم که ميخواستی برای من آرايشش کنی .خيلی عزيزی . دير شده بود رفتيم سيرابی خورديم بد رفتيم يه خونه ديگه رو خيابونشو نشون بدم. فوری ايراد خونه رو گفتی . پس ايرادای من چی..اگه مال من بشی من به همه جا ميرسم.رسوندمت يه سی دی به من دادی ببينم .برای موفقيت. خوابم برد ساعت ۱:۳۰ بيدار شدم زنگ زدم تو هنوز بيدار بودی تعجب کردم. نگو خونتون جلسه بوده.باور کن من انقدر که اونا فکر ميکنن بد نيستم.باور کن

۲۶ ارديبهشت:رفتم انقلاب كتاب بخرم براي امتحان به تو زنگ زدم قرار گذاشتيم وقتي رسيدم اون در بودي ومن توي كوچه اومدي تو حياط ، خيلي عجيبه قبلا انقدر بي خيال نبودي مثل اينكه صادقيه هم طلسمش داره ميشكنه. اومدي بيرون دست كردم تو جيبم ديدم ۱۰۰ هزار تومن نيست .رفتيم غذا بخوريم ، تو پارك كردن حرف منو گوش ندادي مثل اينكه منو باور نداري يا از ... ميترسي .با ناراحتي غذا خوردم . تو زنگ زدي كه ببيني پول اونجا نيوفتاده . تو راه از گل فروش سر چهارراه گل خريدي گفتي بده به من  ۵۰۰ تومن هم از من گرفت تازه نزديك بود با ماشين عقبي هم دعوام بشه بعد رفتيم خونه تا  از ماشين پياده شدم پولا پيدا شد. 

۲۷ ارديبهشت:يادم نيست فكركنم روزي بود كه دندونم خونش بند نميومد و گوشم درد گرفت و دكتر بد آمپول زد

 28 ارديبهشت:صبح با هم قرار گذاشتيم اومدم بيمارستان دم خونتون آپول بزنم كه نزد ،رفتيم ماشينتو پارك كرديم و رفتيم تا وسايل جوجه كباب رو خريديم ،آمپول زدم رفتيم فشم يه جاي خوب كنار رودخونه پيدا كرديم كوه ها همه از بارون ديشب سبز رنگ تر شده بود.يه عالمه خوراكي داشتيم از سالاد خوش مزه تا زغال برده بوديم و جوجه كباب درست كرديم .خورديم و بعد برگشتيم چون تو بايد ميرفتي سر كار . من ساعت 3 حركت كردم به سمت شمال توي تمام لحطه ها فكر ميكردم تو پيش من هستي.

30 ارديبهشت: خستگي مسافرت هنوز توي تنم مونده خوابم مياد از اداره زودتر اومد خونه شب قبل با دوستت صحبت ميكردي خونه گفتند كه مگه تموم نشده و تو گفتي . ساعت 7 رسيدم آمپول زدم آخرين آمپول بود. منتظرت موندم اومدي سوغاتي تو رو دادم خوشحال شدي برام دلمه آوردي دادي خوردم ، مثل اينكه مي خواي به اين دسپخته خوشمزه عادت كنم .خودتو انداخته بودي رو شونه هام ميخواستم بخورمت نميشد. گفتي دوستت دارم منم گفتم چه فايده كه نميتونم به آرزوهات برسونم بعد گ. كردي.فدات بشم. شام پيتزا پپروني با سالاد و سيب زميني خورديم بعد يه دور زديم و تو رو رسوندم خونه

۱ خرداد:چند روزه بد قلق شدی از روزی که موضوع  رو به بابا گفتند عوض شدي از اين رو به اون رو ميگم نكنه تهديد كردن اگه منو رد نكني منو ميكشن .فكر نكنم بتونم اين وبلاگ رو ادامه بدم، چون اون خاطرات عزيز ديگه برنميگرده تو خود سرانه و يك نفره تصميم گرفتي ،اين مو ضوع رو بايد وقتي شمال بودم و بدون اينكه به من بگي با م ...صحبت كردي مي فهميدم بگذريم اومدم تا كار دندونمو تموم كني اره حالا بايد واضح تر بنويسم،كارو شروع كردي ،صورتت خيلي چيزا رو نشون مي داد ،ديگه وجود من برات عزيز نبود ،حرف نميزدي ، آرايش هم نكرده بودي ،ديگه دقت هم نميكردي دردم نياد ولي باز كارم ۲ ساعت طول كشيد،دستت درد نكنه خوب شد ، ولي احساس ميكنم يه چيزي تو دهنم اضافيه ،منظورم اين نيست كه بد درست كردي ، تو عشق و تو كانالا مبحوس كردي ،و حالا عشق براي آزادي اين احساس و به من ميده . خانم ا... درست گفت خانم دكتر يه يادگاري براتون ميزاره .كاش لال ميشد و اين حرف رو نميزد . هر چند ازش ناراحت نيستم و خواطرشم مي خوام چون اون يكي از شاهداي عشق ماست. رفتيم خونه با من صحبت نميكردي ، بعد كه حرف زدي فهميدم كار از كار گذشته.و من تنها و بي كس شدم.خدا منو بكش تحمل ندارم ...... كاش دوباره كليه درد بگيرم كه تو با لاسرم باشي بعد بميرم

۳ خرداد: اومدم دنبالت ناراحت بودم گفتي چته الكي گفتم از جاي ديگه ناراحتم البته ناراحت از اون كار بودم ولي علت اصليش تصميم تو بود.آرايش نكردي ، مثل اينكه همه چيز بد پيش ميره ،رفتيم پارك ... قدم بزنيم يه كم دويديم ،يادته گفتي بيا نفس بگيريم ،چقدر دستاتو قشنگ مي چرخوندي مثل دختر كوچولوها ،مثل مل مل كه تو منو بخاطر اون مي خواي كنار بزاري. گفتي كوتاه ترين مسير رو برو ياد بگيرم ناراحت شدم ، يعني چه ولي خودمو كنترل كردم.تو منو دوست داري و بايد مال من باشي. روز فتح خرمشهره و تو گفتي بايد شيريني بخري رفتيم خريديم براي ب.... جون.اگه جنگ بود حتما ميرفتم تا راحت بشم.

۴ خرداد: صبح اومدم دنبالت ماشين تورو دم بازار پارك كرديم رفتيم لواسان ، بنزين كم داشتم رفتيم فشم بنزين زدم بعد خواستيم بريم روستاي امامه ولي وسط راه جاده رو داشتن درست ميكردن ، برگشتيم همه چيز مارو داشت به سمت بهشت هدايت ميكرد. خدايا مارو به  هم برسون.بعد رفتيم بهشت چه خوش گذشت...............* . برگشتني دزدگير ماشين هم قاطي كرده بود  روشن نميشد.به زور روشنش كرديم. تو رانندگي كردي و رفتيم رستوران. وبعدش رسوندمت.دوست دارم عزيزم تو مال مني. 

 ۵ خرداد: جمعه چند لحظه ديدمت گفتم چه قدو اندامي داري و تو به شكل خنده دار پاتو از عقب بالا اوردي

۶ خرداد: چی بگم ديگه اين خاطراتو نمي شه خاطرات روزهاي عزيز حساب كرد يعني انقدر تو تغيير كردي هر چند بارها اشك تو  رو ديدم (اشك خودم به كنار) ولي چجوري دلت مياد منو فراموش كني ، هر چند مقصر خودمم زرنگ نبودم ،خودتو كه نمي كشتي ،بگذريم راستش يادم نمي ياد چه كار كرديم اومدم  آهان رفته بودم  درمانگاه ....  چه پرستارا و منشياي قشنگي داشت. مارو چه تحويل گرفتن كاش بودي و ميديدي ولي اين منو آزار مي داد چون انقدر تو رو دوست دارم كه حدنداره  زود خودمو جم وجور كردم اومدم دنبالت بابا زنگ زد به من گفت تو مثل اينكه پسر مانيستي چند بار گفتم چكار كن، تو زنگ زدي  ،پشت خط بودي تا بهت گفتم اومدي  و با بابا صحبت كردي ، تو دلم گفتم دلت به رحم مياد ،يادمه اون باري كه بابا براي تشكر از اينكه منو رسوندي بيمارستان به تو زنگ زده بود ،با چه حرارتي به من مي گفتي مهدي ميكشمت،زنگ صدات هنوز تو گوشمه ، جمله آخر بابا اين بود پسر مارو عاشق كردي  حالا داري .... دندونمودرست كردي ، اره حالا ديگه همچيزو مينويسم ،خيلي جدي و ناراحت ، ناراحت از چي نمي دونم كار طول كشيد ، به حدي كه بهت گفتن مگه عمله قلب باز انجام دادي ، برگشتيم تو راه صحبت زياد كرديم ، گريه كردي ،گفتي من نمي زارم شوهر كني، ناراحت شدم ،گفتم اخه دختر براي شوهر گريه مي كنه......  

۸ خرداد : اومذم دنبالت گل برات خريده بودم ، ميدوني تو ي تمام عمرم به اين اندازه گل نخريدم ، باور كن بهم مي چسبيد، وقتي گرفتي يه كم قيافت خوشحال شد ، كاش تعدادگلاي كه بهت دادم ميدونستم كاش تمام sms ها تو ياداشت می کردم ، هر چند ميدونم براي اينكه ديونه نشم  اين خاطراتو بايد فراموش كنم. خندهات ، اون چشات ،گفتي بريم لواسون رفيتم جگر خورديم ، هر چي گفتم و التماس كردم فايده نكرد كه نكرد ، نمي دونم چرا دوست داري ولي دوست نداري ، برگشتني خيلي دلم گرفته بود  نمي شد جلوي خودمو بگيرم . گفتم بريم موزه ، رفتيم تا رسيديم خنديدي من ناراحت شدم ، گفتم من نمي دونم انتقام از دست دادن تو رو سر كي خالي كنم يه همچين حرفي زدم ، برگشتيم و رفتيم نزديك اونجا كه بار اول ......

  ********* بعد از رفتن  به دکتر پوست (از شانس خوب من باید با دکتر پوست مشاوره کنم) کاری کردی که نبینمت گفتی بابا اینا میان دنبالت . توی این چند روز ندیدمت فقط sms زدم يا زنگ چرا دوبار هم اومدم صادقيه يه بار اومدي بيرون ويه روز جمعه از سر كار اومدم از پشت شيشه دودي ديدمت توي اين روزا خيلي ناراحتم كردي تا حالا تو عمرم انقدر غمگين نبود يا خنده هاي ريزت منو ديونه ميكنه يا چشات ياد دستت و ياد ..... هر جا ميرم ياد تو هست اخه توي اين تهران بزرگ چرا بايد هر جاش خاطره اي از تو باشه،خاطر لذت بخش اما غم انگيز ۱۶ خرداد نه زنگ زدم نه sms تو به من زنگ زدی مهربون بودی و چند تا از خنده های قشنگت هم شنیدم انرژی گرفتم. خیلی دوست داشتم ببینمت بهت بگم دوست دارم عزیزم********* 

۱۷ خرداد: شب ساعت ۹ زنگ زدی دیدم داری گریه مکنی میگی مهدی مسیر دیگه ای برای برگشت  به خونه نیست که یاد تو رو نیاره

نمی تونستم حرف بزنم .دوباره زنگ زدی گفتی رسیدم خونه حالم خوبه

۲۰ خرداد: میخواستم بیام پیشت .همون چیزی که گفته بودم اگه اتفاق  بيفته دیگه به تو کاری ندارم   افتاده بود اون شبای که  تلفنت اشغال بود و ميگفتي خواهرم صحبت ميكنه واون شبي كه تا ساعت ۱:۲۰ صحبت ميكردي و تا من زنگ زدم موبايلتو خاموش كردي كسي وارد زندگيت شده بود. باشه ديگه از خودم بيزارم براي اصرار بيخودي اره تو هم ميخواي زندگي كني با هر كي باشي بجز من من جزاميم .گفتي دو سال از من بزرگ تره، وضعش ماليش به من نميرسه ، تيپش مثل من نيست ، ايا اون يه مشكل من به اين اندازه بزرگه ، خدايي هم هست. زندگي كن بدون من ايا لذت زندگي بدون من شيرينه...

************************************************

۳ ماه گذشت توي اين مدت خيلي به من بد گذشت.بخاطر دوست داشتن تو خيلي هارو اذيت كردم.از كساي كه اين وبلاگ رو خوندن ميتونم بگم همشون لطف داشتن ولي بعضي ها نسبت به من لطف بيشتري داشتن .....

************************************************

دقيقا يادمه آخرين بار كه صداتو شنيدم ۱۰ خرداد بود. چهار ماه گذشت (به جز اون روز كه رفته بودم سربندر و  بندر ماهشهر) تا ۱۰ مهر كه يه هو معجزه شد. تلفنم مشغول بود ديدم پشت خطي دارم. ميدوني كي بود. تو بودي عزيزم .

چند روز با هم صحبت كرديم و بعد يه روز باروني اصرار كردي كه بيام ببينمت چقدر بامزه شده بودي

بعد برنامه كوهنوردي و بعد ....................

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 9:16  توسط م.م  | 

يه بار گفته بودي كه از خوندن اس ام اس هاي تو كه برام فرستاده بودي و من بعدا فرستادم ناراحت شدي. اين اس ام اس ها مثل بقيه خاطراتم فقط خاطرست. موبايلم پر شده دلم هم نمي ياد پاكشون كنم. بدون منظور ميارمشون شايد سالها يا ماهها بعد بخوني و يه لبخند بزني ،همون منو راضي ميكنه!

۱۰/۰۳/۲۰۰۶     ۰۳:۴۹:۳۳ عصر :hamishe too ye ertefaei az jav dige abri vojood nadare.age ye vaght assemoone delet abri bood bedoon be andazeye kafi oj nagerefti !o

توضيحات:(هر موقعه اينو ميخونم از خدا ميپرسم خدا چه طوري بدون كسي كه دوستش دارم اوج بگيرم آخه مگه ميشه با هر كسي اوج گرفت .فقط ميشه حركت كرد. راهي نيست بايد اوج گرفت! )

(۲۲/۶/۸۵)        چند روز پيش يكي از دوستان sms برام فرستاد تا خوندم سريع به اون زنگ زدم گفتم تو وبلاگمو خوندي بنده خدا كه گيج شده بود. با ترس گفت: من ديدم موضوعش جالبه برات فرستادم خيالم راحت شد ولي چون به اين موضوع ميخورد اينجا ميارمش:                 dar negahe kasi ke parvaz ra nemifahmad har che bishtar ouj begiri kochektar khahi shod

۱۴/۰۳/۲۰۰۶    ۰۵:۳۶:۴۶ عصر                              inke javab nadadi yani che?ghabul YA bye?o

 توضيحات:(خوب اينجا هم چند تا اس ام است پاك شده ولي فكر كنم پرسيده بودي راجبه يه موضوعي حرف نزنم ، فكر كنم داشتي منو امتحان ميكردي ، راستشو بگم اينجا هنوز دوستت نداشتم )

     ۱۵/۰۳/۲۰۰۶    ۱۲:۰۳:۳۱ عصر 

Koliane chadorneshine ghabileye syahe cheshmanat ,be kodamin zaban sokhan miguyand ke hichgah negaham ra nemikhanand!

توضيحات:(نمی دونم منظورت چی بوده شایدم هم همینجوری فرستادی ویا خواستی بگی پسر احمق چرا حرف دلمو نمی فهمی تو فقط برای چند وقتی نه بیشتر )

   ۲۰/۰۳/۲۰۰۶   ۰۴:۳۸:۳۴ عصر   mel... ro didi?Ma residimmarand.Barfeshadid mibare. Samanoo bokhor

توضيحات:(رفتي مسافرت هر چي خواهش كردم نزاشتي منم بيام و اون رودخونه رو ببينم يه روز ميرم و از تو پيش اون رودخونه هم شكايت ميكنم.يادته سمنو به من دادي بخورم.آب معدني مال كي بود يه جعبه!) 

  ۲۳/۰۳/۲۰۰۶   ۱۰:۱۵:۵۵ عصر                      salam.sharmande.charge nadasht khamush shode bud.Alan mehmunim. Nemitunam zyad javab bedam.javabe ASL:f/26/teh.U plz?R U DC:delet  dc nashe 

توضيحات:(اينجا معلوم شد چت باز هم بودي سه تا ايدي مختلف و در عين حال سه نفرو سر کار میذاشتي . اینو خودت گفتي ولي من موندم چرا خودم نفهمیدم یه روز خودم هم سر کار میمونم.!)

   ۲۳/۰۳/ ۲۰۰۶    ۱۰:۲۲:۳۳  عصر      ,Atre narges,raghse bad,Naghmeye khaterehaye kheile shad hame taghdime to bad.... Narm narmak miresad inak BAHAR..... Hamshe bahari bashid!o

 توضيحات:(ندارد. فقط شعره معلوم نيست كي برات فرستاده!؟)

    ۲۴/۰۳/۲۰۰۶   ۱۱:۰۲:۰۴ عصر                                            sizinchida mobarak olsun sevgilim!o

 

توضيحات:( اين هم تبريك عيد به سبك تركي استانبولي از جانب تو براي من) 

   ۲۴/۰۳/۲۰۰۶    ۱۱:۱۰:۵۵ عصر                                                                     Shirinsozlarinan!o

توضيحات:(اين كلمه جواب چند تا جمله تركي كه من گفته بودم بود. خيلي سعي كردم با كمترين كلماتي كه بلدم چند تا جمله بسازم كاش اونارو داشتم!)

   ۲۶/۰۳/۲۰۰۶    ۱۰:۴۳:۰۳ عصر       Bale,yadame.Avalan:khoRZoo NA khozroo.Sanyan:on mavad  masraf mikard miraft tavahhom.MIKHOSHAMETTTT  

توضيحات: ()

    ۲۷/۰۳/۲۰۰۶   ۰۶:۲۷:۵۸ عصر          Pir shodya.saqet dige cheram.Kami dige poshte farmunam. Nemitunam javab bedam

توضيحات: () 

    ۲۹/۰۳/۲۰۰۶   ۰۱:۰۷:۳۵ عصر             ,Mibinam ke energyt tahlil rafte,khabidi! Tel nazan sms ok 

توضيحات: (؟!) 

    ۰۶/۰۴/۲۰۰۶    ۰۳:۳۲:۵۱ عصر       Azize delam.Bekhoda midonam az mohabbatete. Faghat az in narahatam ke kari mikoni ke natunam tarket konam. Torokhoda be fekre manam bash.Kamiravabeto additar kon

 

توضيحات:( سر گل خريدن بود هر بار ميومدم گل مياوردم! سر گل خريدن كل انداخته بوديم.نمي دونم چرا اسرار داشتي منو نداشته باشي شايد هم مثل حالاي من كسي رو دوست داشتي و بقيه رو پس ميزدي. خيلي جالب همش از خودم ميپرسم چرا اينجوري شدم . روز اول اصلا علاقه اي بهت نداشتم چرا اينجور يشدم!)

13/04/2006 03:44:18 عصر ‎Ye ruz zane mire kif bekhare forushande mige 40000 toman. Zane mige chrea?mige akhe az puste ….. dorost shode dast bemali chamadun mishe!!

 توضيحات: ()

    ۱۳/۰۴/۲۰۰۶    ۰۳:۴۵:۲۶                                              MARATEB EZDEVAJ:1.AZMAYESHGAH

2.ARAYESHGAH  3.MALE....... 4.LAYE....... 5.GAYE........ 6.ZAYESHGAH 7.ASAYESHGAH

توضيحات: () 

   25/04/2006 10:14:40صبح                                                    Are.9,15’

توضيحات: (فکر کنم زمان رسيدن به سر كارت بوده) 

 ۲۶/۰۴/۲۰۰۶   ۰۷:۴۱:۲۵صبح     Salam.khabam borde bud.khobam.Merci 

 26/04/2006   10:48:54 عصر             Azizam naresidi?p

توضيحات: (احتمالا رسونده بودمت خونتون(طبق معمول) تو راه خواب بودم و دير رسيدم،نگران شده بودي پيغام گذاشتي  ) 

 ۲۶/۰۴/۲۰۰۶  ۰۸:۴۴:۳۸ صبح      Salam.Sobhet bekheyr azizam.Motazer budam khodet azkhab pa shi.AGE AGE AGE zohr bikar budi,myay donbalam nahar ba ham bashim?o 

توضيحات: (اومدم دنبالت رفيتم بادبادك پيتزا خورديم با اون قارچهاي چربش ،ميشه دوباره بريم ،چرا هميشه ديگران بايد چيزي بخوان پس كي با دل من كاري انجام ميشه رسوندمت صادقيه ،جائي كه همه شرا از اونجا بلند ميشه. )   

 

لطفا براي خواندن ادامه مطلب را كليك كنيد :          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 15:54  توسط م.م  | 

۰۴/۰۶/۲۰۰۶  ۱۰:۰۸:۱۱ صبح    Khonsardam.Khodeshun daran eine khar kar mikonan.   

توضيحات: (ميدوني اين مال چه وقتي هستش . اطاقت رو تميز نكرده بودن داد زده بودي. چقدر اونجا كار كردن برات عزيز بود. مثل حالا كه رفتن به عس.... عزيز هستش ولي اينو بدون اينجا هم مينويسم بري عمرتو تلف كردي!)

40/06/2006    10:22:18  عصر   Salam. Mehmunam.Hanuz nashodam.vaghti .... mira doctor.chashm.Hatman            

بعد از اين ديگه تماسمون قطع شد. گاهي وقتا اونم سر موضوع مهمي پيغام ميدادم ، كه تعدادش توي اين۴ ماه  7، 8 تا بيشتر نمي شه.

آهنگ: تو نمی دونی از بچه های آفتاب

۲۱/۰۶/۲۰۰۶  ۷:۴۴:۴۵  صبح  Salam.Besalamati koja miri?Chi mikasti behem begi?o

 توضيحات: (داشتم میرفتم سربندر از فرودگاه برات اس ام اس زدم......)

 ۲۱/۰۶/۲۰۰۶   ۷:۴۷:۵۶  صبح    Che saati?Ghabl az 10,30 shab behem khabar nade.OK?o

۲۱/۰۶/۲۰۰۶  ۱۰:۵۸:۲۵  عصر        Kojayi?o

 ۱۷/۰۸/۲۰۰۶  ۱۰:۴۶:۰۶ صبح   Salam.merci lotf dari.manam arezoo daram to va dok.....khoshbakht beshin.bye

توضيحات: (احتمالا جواب تبريك من به مناسبت روز ارتش ؟!...)

۳۱/۰۸/۲۰۰۶  ۱۲:۴۴:۳۹ عصر Man halam khube .lotf darin.vaghti mordam tu ruzname agahi mizanan.khunye no mobarak.hamishe az lotfet mamnunam.bye

۳۱/۰۸/۲۰۰۶  ۱۲:۵۷:۲۹  عصر  Smso gereftin?az negarani daromadin?o

توضيحات: (چند بار اس ام اس زدم جواب ندادی نگران شدم آخر سر جواب دادی مثل اینکه رفته بودی مسافرت و صبحانه کله پاچه خورده بودی حالت بد شده بوده ولی نمی دونم چرا من نگران شدم.شایداین مورد بر میخوره به اس ام اسهای بعدی؟!...)

۲۴/۹/۲۰۰۶  ۰۹:۴۵:۳۶  صبح  Na baba.na manzuri hast na n90 kharidam.o

توضيحات: (نمي دونم چرا زمان رسيدن اين پيغام زودتر از پيغام بعدي هستش چون تو پيغام بعدي كه خيلي جالبه فرستادي و من پرسيدم منظوري داري چيزي ميخواي بگي يا n90خريدي و اين جواب رو دادي .ولي دروغ گفتي منظوري داشتي .همه بخوننين ميفهمين)

 ۲۴/۰۹/۲۰۰۶  ۱۰:۳۵:۴۹  صبح     Mahi shode bod bavaersh

tur age bendazan saresh

mishe aros  e mahia

shamahi mishe hamsaresh

mahi bavaresh nabud tur age bendazan saresh

negahe garme mahigir mishe negahe akharesh.o

********************************************************

اره تو برگشتی همون چیزی که ارزوم بود . ولی اینطوری که نمی خواستم .بازم ناشکری نمی کنم .تو زنگ زدی و ..... چند شب اول خیلی حرفا زدیم. اون چیزای که میخواستم شنیدم حالا خوشحالم چون میدونم دوستم داری و فقط شرایط من مارو جدا کرد ممنون.میدونی وقتی میگی آقای مهندس........... چجوری دلم آب میشه .میترسم بخونی و دیگه نگی؟

******************************************************** 

چهارشنبه ۱۴ آذر ۸۵( ۰۵/۱۲/۲۰۰۶   ۱۰:۲۸:۳۷ عصر)

Shekastam,shekastan! bazam mishkanam,peyda mishan ke beshkanan!MORDE SHORE HARCHI DELE

(توضيحات: باید بگم تو برای دوست نداشتن من هیچ وقت کم نمیاری و برای دوست داشتن موارد پوچ باز هم هیچ وقت کم نمی یاری چون تو هم عاشقی.....)

چهارشنبه ۱۴ آذر ۸۵( ۰۵/۱۲/۲۰۰۶   ۱۰:۴۹:۲۰ عصر)

Khodamke dige hatta sare suzan narahat nistam hata barax khoshhalam.khoda ro vaghean bekhatere har rabeteyi ke tamum shod>shokr mikonam.chon harkodum age edame myaft .man ghorbani budam.khodaro shokr.

(توضيحات: اينارو براي اين گفتي كه شكست بعد از منو توجيه كني اس ام اس قبلي رو بخون پس اشكال نداره من كه گفتم تمام ناراحتيم شكست تو هستش ،چون من شكست تورو نمي خواستم من كوتاه اومدم چون فكر ميكردم خوشبخت ميشي ولي ........)

 باختی! رضا صادقی     دلم راضی نمیشه رضا صادقی      کوما   رضا صادقی     مشق عشق رضا...

 ۱۰/۱۲/۲۰۰۶    11:35:21 صبح     Are.gharar nabud sobho shab sms bedi.bye

 

22/12/2006     10:11:41 عصر  Baba shaer!merci

 

)توضيحات:یادم نیست چه شعری نوشتم .اوه یادم اومد مجید  یه اس ام اس فرستاد که این شعر روبرای کسی که چند روز پیش با اون رفته بیرون فرستاده ولی اون جوابی بهش نداده ولی انقدر این اس ام اس سنگین بود که  وقتي برات فرستادم تورو هم تکون داد .مجید رو تو نمی شناسی هاله می شناسه!شب يلدا بود  )

 

22/12/2006     10:13:46 عصر Agar Didy Piremardy Bar Javany Tekie Karde ,Bedun Kiresh Tu Kunesh Rekhne Karde.Agar Baad Az 2 Saat Vel Nakarde ,Bedun Dar oje Lezzat Skte

Karde!

(توضيحات:اين متن مال تو نيست چون تو فقط حروف اول رو بزرگ مي نويسي .اين مال كيه؟!)

 

 22/12/2006     10:42:49عصر  E?nakone vasat tadayi shode!khatereye shirini bud?khoda byamorzatesh  

(توضيحات:داستان اون پيرمردي كه بر درختي تكيه داده رو فرستاده بودي كه من يه جواب بهت دادم كه اينو نوشتي)

   Merci.vase shoma ham mobarak                                          ۲۰۰۶/۱۲/۳۱    ۸:35:21 عصر

(توضيحات: اگه به تاريخ نگاه كني شب چله بايد باشه.در پاسخ به تبريك شب چله!)

 

۰۴/۰۱/۲۰۰۷   ۱۲:۳۰:۳۷ صبح      Salam.khubam.hamin chand ruz pish haleto porsidam.mage chizit shode? zang nazani mehmun darim 

(توضيحات: خوبی اینکه اس ام اس اتو می نویسم اینه که می فهمم از کی دوباره بد شدی مهمون جدید مبارک اره اینم واقعا مهمونه .بیچاره .هرچند شاید خر نباشه!........)

  

 ۰۴/۰۱/۲۰۰۷  12:23:0۱ صبح    Be elate eslami bodan dolat ahmadi nejad.dar safar be

khozestan. name sosangerd be fati gholombe taghier kard!o                   

  

 ۰۴/۰۱/۲۰۰۷  ۱۳:۳۸:۵۱ صبح      khabari nistesh .shab khosh 

 

 ۰۵/۰۱/۲۰۰۷  ۱۳:۱۲:۲۱ عصر   Mobarake sahabesh

(توضيحات: اين جواب اس ام اس من بود كه نوشته بودم يه ماشين  پژو ۲۰۶ البالوئي ...... فكر كردي من ماشين خريدم دارم پز ميدم!........)

  

 ۱۰/۰۱/۲۰۰۷   ۰۳:۳۰:۵۸  عصر  Yaro be torke mige che mamlekate khar to khariye. torke mige are

baba man ta hala 3bar raftam sarbazi hechki nafahmideh!h

(توضيحات: خودت ميدوني تركا خيلي زرنگترن و جائي نمي خوابن كه زيرشون آب بياد خودت كه تركي و هميشه كاري رو مكيكني كه به نفعت باشه پس اون احتمالا يه ماهاني ساده مثل من بوده!........)

 ۱۵/۰۱/۲۰۰۷   ۰۹:۰۷:۵۶ صبح    Salam.fekr nemikoni zyadi dari sms midi?!h

 

 ۱۶/۰۱/۲۰۰۷    ۰۹:۱۶:۳۹ صبح Merci.u too. bye for ever  

(توضيحات:  اس ام اس زدي كه ديگه زنگ نزن و من از تو تعريف كردم!)

۲۹/۰۱/200۷  ۰۶:۰۳:۰۶ عصر           GOFTE BUDAM DIGE SMS NAZAN.TAMUMESH KON.AGE VAGEAN DUSTAM DASHTE BASHI AZYAT NEMIKONI. MAN BA     

DIDANO ZANGO SMSET AZYAT MISHAM.BYE

(توضيحات: واقعا نمي فهممت بعد از سه ماه زنگ زدي كلي حرف زديم ، كلي از من تعريف كردي چند مدت هم زنگ ميزدي بيرون رفتيم (كوه) درباره عسلويه حرف زديم حالا يه دفعه اين حرفا رو ميزني . من احمقم وتو از خودراضي تو هر موقع تنها باشي من بايد جوابتو بدم ولي من اگه ناراحت باشم و بخوام با تو درددل كنم اينه.خيلي بي انصافي. فونتاي نوشتهاتو بزرگ نوشتي كه بگي عصباني هستي!)       

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 14:45  توسط م.م  | 

هر چند هر روز كه ميگذره تو بيشتر منو فراموش ميكني.اين وبلاگم شده زهرم گت ميش.هر بار كه كاملترش ميكنم .....

اين بخش دو قسمت داره آهنگ هاي خاطره دار و آهنگ هاي دل تنگي.

تذكر:لطفا براي گوش دادن هر آهنگ بر روي آن كليك كنيد ضمنا قبل از كليك كردن آدرس اين وبلاگ را در قسمت  Favorites <  add   كنيد چون با انتخاب آهنگ اين صفحه بسته ميشود.ضمنا کلیک راست و انتخابopen in new windows در بعضی مواقع بهتره مخصوصا تو ویندوز xp

آهنگ هاي خاطره انگيز

 ۱- بي تو هرگز با تو عمري............................................شهياد و امراه

آهنگ هاي دل تنگي

۱- دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه......................... شاد مهر عقيلي

بهترین آهنگ باید چندبار گوش داد تافهمید مخصوصا آخرش....

۲- بي تو ................................................................. شاد مهر عقيلي

۳-محال......................................................................شادمهر عقيلي

۴- ياد تو ................................................................................... آمو

اين آهنگ خيلي خيلي قشنگه حتما گوش بده.هم شاده هم غمگين همه كلماتش براي تو خونده شده.

۵-وقتي نمي بينم تو رو.................................................... رضا صادقي

۶- چه طور دلت اومد........................................................مرشاد

يادت مياد كه شب آخر رفتيم موزه دار آباد و من گفتم انتقام عشقمو  از كي بگيرم تو اين آهنگ هم هست.

چرا از من گذ شتي خيلي ساده!

تو كه دونستي ،مرد پياده ،جوني شو پي عشق تو داده …..

شنيدم گفتي از عاشقي سيرم

نگفتي با خودت يه وقت بميرم

حالا حق دل رو از كي بگيرم……

چرا، از من گذشتي، بي تفاوت

نه انگارعشقي بود نه روزگاري

نه پاييز و ، زمستون، نه بهاري

چطور دلت اومد تنهام بزاري(10)

 ۷- گفتم بهت................................................................مرشاد

 ۸ -باختی! .................................................................رضا صادقی  

  ۹-دلم راضی نمیشه ..................................................رضا صادقی  

  ۱۰-کما  ................................................................... رضا صادقی   

  ۱۱-مشق عشق .........................................................رضاصادقی

  ۱۲- چاره ای ندارم.........................................................رضا صادقی

  ۱۳-خدارو ميخوام..........................................................رضا صادقي 

موندم حالا كه خدا ترو برام نگه نداشت چطوري اين آهنگ روگوش كنم. شايد از تنهائي باشه. منم خدايي دارم يه روز حق منو مي گيره. (خدا نكنه)!!!!!!

  ۱۴- به پاي تو ...............................................................رضا صادقي

  ۱۵-فردا با ماست............................................................رضا صادقي

  ۱۶-ممنونم (از كي)....................................................رضا صادقي

  ۱۷-وايسا دنيا(حرف آخرم)............................................رضا صادقي

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 5:58  توسط م.م  | 

يكي از دوستاي عزيزم يه شعر متناسب با اسم وبلاگ برام نوشته بود كه دلم نيومد كسي نخونتش براي تشكر از اون ميزارم تا بقيه هم بخونن.تا يه جاي قشنگ براش پيدا كنم.بازم از ۱ ساعت وقتي كه گذاشتي ممنون

سلام....
اومدم مطابق با اسم وبلاگت يکی از نوشته های لئوبوسکاليا از کتاب بيا دريا شويم رو بنويسم....
عشق هرگز مرگ طبيعی ندارد. از غفلت و رها شدن ميميرد.عشق از ناديده انگاشتن،بی اعتنائی و سرسری گرفته شدن ميميرد.چيزهائی از نظر دور افتاده اغلب کشنده تر از ارتکاب اشتباهات است.عشق در نهايت از کهنگی و عدم تغذيه ميميرد.ما در حقيقت بيشتر از آنکه درون عشق می افتيم از عشق بيرون نمی آئيم.هنگامی که عشق ميميرد يک يا هر دو شريک در مورد آن کوتاهی کرده،از عهده تجديد حيات و تازه کردن آن بر نيامده اند.عشق هم مانند هر چيز زنده ديگر که رشد می کند،برای سالم ماندن نياز به کوشش دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 6:23  توسط م.م  | 

دلم گرفته! دوست دارم زنگ بزنم بگم ترو خدا ۱ دقيقه با من حرف بزن. ولي غرورم نمي زاره. دوست ندارم بشنوم من آدم منطقي نيستم.دوست ندارم ذره اي ناراحتت كنم.

در روز بيشتر به فكر تو هستم. ديدي من خود خواه نيستم و تورو براي خودم فقط نمي خوام . در تمام مدت فقط تو اين فكرم كه اين حرف رو كي تو دهنت گذاشت.به هر حال من تو مدتي كه تماس نداشتيم خيلي حرفهاي ناراحت كننده اي راجب تو  از جانب دوستات شنيدم. خيلي فكر كردم چكار كنم. تنها راهش اين بود كه كاري كنم  كه ديگه به من چيزي نگن چون ميدونم تو به اونها ياد دادي اين حرفهارو بزنن.و تنها راهش امتحان بود.

منتظرم تا يه روز صداتو بشنوم و از نزديك ببينمت.

باورت ميشه جرات نكردم تا حالا برم موزه دار آباد. ميترسم ... ميترسم.

دوستت دارم تو قلبمي براي هميشه. از من هم كاري بر نمي آد.يادم رفت قصه پارك تهرانپارس رو برات تعريف كنم.شايد يه روز بگم . چرا ؟!.....يا شايد هم هيچوقت نتونم بگم مثل تو كه هيچ وقت از ته دلت سر در نياوردم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 20:53  توسط م.م  | 

مطالب زیر رو موقعی که ناراحت بودم نوشتم و لی بیشتر از چند روز آپ نبود حالا بعد از چهار ما شاید خیلی هاش روشن شده.این مطلب رو بیشتر بخاطر مطالبی که دوستان گذاشتن مجددن آپ می کنم! آدم عصبی هر حرفی میزنه.

خيلی جالبه چرا هميشه عاشق واقعی محکومه و معشوق خيلی راحتر به فردی که دوستش نداره وحتی اونو فقط برای هوس و وقت گذرانی ميخواد تمايل داره.هر چی فکر ميکنم به نتيجه نميرسم

چقدر آسون وساده کنار گذاشته شدم.؟!

همش بخاطر روراستی و صداقتمه فقط هيچ دليل ديگه نداره

درسته من مشکل داشتم ولی مشکلم به حدی نبود که اينطوری روم هوو بيارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حداقل خيلی بهتر ازمن که دلم نسوزه!!!!!

چه فکری ميکنه زرنگه تيزه باهوشه وکسی نمی فهمه اره خيلی  ها تو اين شهر زندیگيشونو با روابطی ميگذرونن که کسی نمی فهمه سواد ندارن درامدشون هم خيلی زياده .نه خيلی جالبه کدوم مردی راضی ميشه طرفش ياد عشق قبليش باشه  و عکس العمل نشون نده فقط دو تا علت داره

۱- طرف رو دوست نداره و فقط میخواد وقت بگذرونه و حال کنه

۲-کسی رو زير سر داره که با ز هم همون حالت اول ميشه خيلی خوبه. زنا مردای اینجوری رو بيشتر دوست دارن

تازه من که مدتی بود که فهميده بودم کسی هست ولی به روت نياوردم پس چرا من منطقی و .... نشدم.

 هميشه فکرش منو آزار ميداد و بغضی تو گلوم بود که اجازه نمی داد حرفی بزنم .خدايا شکر که ادم خيانت کار هميشه رو سياه .

ببينم اون ميتونه به خاطر تو عادتي رو ترك كنه يا به خودش سختي بده؟!

خدارو شکر که آدم منطقی هستش و يه روز به خاطر منطقش کسی رو کنار میزاره اگر اون رو روز خوشحال بودی و مثل من غمگين نشدی که هيچی .......

اين موضوع منو ميرنجونه تو به خاطر اينکه یه موضوعی رو بتو گفتم ترسيدی واين جريان رو به وجود آوردی ولی يادت باشه من ۱۰۰۰ برابر اين به من بدی ميکردي اون کارو نمی کردم و نميکنم. فقط ناراحتيم اينه که قلبمو بيخود دادم والان ديگه انرژی نداره. نمی فهمی .نمی فهمی.يادته به من ۱ سال وقت دادی.اره به نفع تو نيست که يادت باشه.........

 ديگه به خودم هم اعتماد ندارم. يک حرف یادم نمیره:

کسی نبود که منو درک  کنه . اون که به من چه تهمتها زد و تو هم چه حرفا که برام درست نکردی ...... 

فقط برای اينکه به همه بگی کارتو درسته واقعا چند درصد کارتو درسته .گيرم کار تو ۱۰۰ درصد درست ، اين درسته با له کردن من تموم بشه......حداقل اول منو رد ميکردی بعد......

هيچ وقت فکر نمی کردم به من دروغ بگی.............................

مثل روز، آينده برام روشنه چون اين موردرو تجربه کردم. 

اگه حرفی زدم منو ببخش کارات خيلی منو اذيت کرده.

خيلي دلم هواتو كرده .

به امید دیدار.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 16:1  توسط م.م  | 

تو مال مني ، ما با هم خوشبخت هستيم ،ما با هم خواهيم بود .ومن به همه ثابت ميكنم انتخابت اشتباه نبوده

نمي دونم چه زماني اين قسمت رو مي خوني ولي بايد بگم عزيزم من هيچ كس رو به اندازه تو دوست نداشتم و ندارم .چرا قدر اين دوست داشتن رو نمي دوني من حاضرم تمام وجودمو به پات بريزم توي عمرم انقدر شاد نبودم بيا تا آخر عمر شاد باشيم هميشه توي بهشت ، انقدر فكرم پيش تو هستش كه بودن تو بهشت رو حاضرم بدم تو رو داشته باشم خنده هاي از ته دلت ، لوس شدنت.كوچولو شدنت ،چشمات موقعي كه كار ميكني ،ياد اين يكي ديگه ديونم ميكنه ،دوستت دارم  تنهام نذار و لذت اين شادي هارو با تصميمت خراب نكن به من فرصت بده همونطور كه به من وقت دادي پس چرا زدي زير حرفت عزيزم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:57  توسط م.م  | 

مي دونم مطالب جالبي برات ندارم

ولي تصميم دارم يه قسمت باز كنم براي روزهاي به ياد موندني به نام (روزهای عزيز) تا حداقل از ياد خودم هم نره

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 23:7  توسط م.م  | 

وقتي خسته از سر كار برميگردي ديونه ميشم

ولي بعد ميگم خوب علاقه داره.

كاش انقدر خودتو خسته نميكردي.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 0:59  توسط م.م  | 

هميشه سبز مي خشكد

هميشه ساده مي بازد

هميشه .................

سلام نمي دونم وقتي اين مطالب رو مي خوني

چه فكري ميكني

ولي مطمئنم ميگي ديونه

اره ديونم

ميخوام تمام دنيا بدونن دوستت دارم

دوستت دارم عزيزم.

با تمام وجود دوستت دارم .

اي خدا اين حس واين نعمت رو از من نگير.خدا فقط همين يه آرزو .

آهاي مردم دنيا بدونين من دوستش دارم.

وقتي نگراني چرا ديشب با من حرف نزدي يا چي بپوشم ديونه ميشم.به قول خود ت من چه كار خوبي انجام دادم كه خدا تورو به من داد؟

خدا متشكرم....

از این که عاشقمی احساس افتخار می کنم  عزیزم.........

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 0:46  توسط م.م  |